× بستن تبلیغات
سپتامبر
26
2017

پیشینه تحقیق و مبانی نظری لکنت زبان

پیشینه تحقیق و مبانی نظری لکنت زبان
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 29 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 23

پیشینه تحقیق و مبانی نظری لکنت زبان

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

لکنت زبان

توصیف و تعریف لكنت

درمانگران و پژوهشگران، لكنت را یكی از بیماریهای چالش برانگیز در حوزه روانی گفتار می دانند وآن را ناظر بر ویژگی های قابل مشاهده شامل تكرار صدا، هجا، كلمه و یا عبارت، كشیده گویی صداها، تنش عضلانی، قفل هایی كه ممكن است با سایر حركات بدنی در حین تقلای تولید گفتار روی دهد، می دانند(8).

2-2) علت شناسی لكنت

با توجه به تاریخچه و قدمت این اختلال شایع، درمانگران و پژوهشگران حوزه اختلالات روانی گفتار، لكنت را از جنبه های مختلف عضوی(ارگانیسم و فیزیولوژیكال)، روانشناختی و زبانشناختی بررسی كردند. گرچه شواهدی دال بر عوامل ژنتیكی، سابقه خانوادگی، نارسایی های زبانی و روانی و تاخیر بازخورد شنیداری وجود دارد، اما تاكنون علت واحد و اصلی بر ایجاد آن نیافتند. به چند نمونه جدید و مهم آن اشاره می شود.

2-2-1 ) لكنت به عنوان یك اختلال سازماندهی مغزی

بسیاری از مطالعات در هر دو گروه گویندگان با گفتار طبیعی و بیماران آسیب دیده مغزی نشان می دهد كه نیمكره چپ در بسیاری از افراد، نیمكره غالب برای گفتار است. یكی از اولین تئوری هایی كه لكنت را به عنوان فقدان برتری نیمكره ای در نظر می گیرد، تئوری اورتون(1927)[1] و تراویس(1931)[2] است. تئوری آنها اولین تئوری رسمی در زمینه لكنت بود كه دارای یك نظریه علت شناسی بر پایه دستگاه عصبی مركزی افراد لكنتی بود. این تئوری براساس فقدان برتری طرفی در گفتار بود. طبق این نظریه، برتری طرفی طبیعی نیمكره چپ در گفتار و زبان در افراد لكنتی وجود ندارد. در افراد دارای گفتار روان، برتری طرفی نیمكره چپ موجب می شود كه مناطق حركتی نیمكره راست از دستورات نیمكره چپ در زمینه سرعت، دقت، دامنه، قدرت حركات پیروی كنند. هنگامیكه هر دو نیمكره در ارسال دستورات یكسان به نیمكره های هم جهت خود، همكاری دارند، روانی گفتار رخ می دهد. اما هنگامی كه این هماهنگی از بین می رود، هیچكدام از نیمكره ها در كنترل گفتار برتری نخواهد داشت و در این حالت هر دوی آنها قادر به ارسال پیام به دستگاه گفتاری هستند. نتایج این عدم هماهنگی منجر به اختلال در عملكرد هر دو سمت عضلات در گفتار می شود. این اختلال همان علائم آشكار در گفتار است. این تئوری برای سال های متمادی كنار گذاشته شد، زیرا درمان تجویز شده بر اساس این تئوری موثر نبود. این درمان شامل، ایجاد برتری نیمكره چپ بوسیله به كاربردن دست و پای راست به تنهایی بود. گشویند[3](1985) نمونه جدیدی از تئوری برتری مغزی بیان نمود. وی بیان نمود كه بسیاری از اختلالات گفتاری از جمله لكنت در نتیجه تأخیر ها در رشد نیمكره چپ در دوره جنینی است كه متعاقبا منجر به برتری نیمكره راست برای گفتار و زبان می شود. دیدگاه دیگر از تئوری عدم سازمان دهی مغزی توسط ویلیام وبستر[4](1993) مطرح شد. وبستر تاثیر مداخله كنترل حركتی غیر گفتاری( توالی ضربه زدن با انگشت) با تكلیف دیگر ( چرخاندن سر در پاسخ به سیگنال شنیداری)كه به طور همزمان توسط دست دیگر انجام می شد، بررسی نمود و نتیجه گرفت كه در افراد لكنتی برتری طرفی در نیمكره چپ برای گفتار و زبان طبیعی است اما ساختار نیمكره چپ برای توالی و طرح ریزی منطقه حركتی مكمل (SMA)[5]، مستعد از هم گسیختگی توسط فعالیت های سایر مناطق مغزی است. SMA در شروع، طرح ریزی و توالی حركات و فعالیت های حركتی درگیر است. SMA چپ در كنار كوپوس كالوزوم[6] است و درون داد ها را از پل نیمكره راست دریافت می دارد و به همان میزان از نیمكره چپ نیز دریافت می دارد. این درونداد ها ممكن است در معرض از هم گسیختگی توسط افزایش فعالیت در هر كدام از نیمكره ها باشد. وبستر فرض می نماید كه در افراد لكنتی بیش فعالی نیمكره راست، جریانی از فعالیت نیمكره راست، به خصوص عواطف نیمكره راست، می توانند عملكرد های SMA را در طرح ریزی، شروع و توالی برون داد حركتی را مختل نمایند.

2-2-2) لكنت به عنوان نقص تولید زبانی

در نظریه لكنت به عنوان نقص تولید زبانی، به بررسی تأثیر عوامل زبانشناختی بر لكنت پرداخته می شود. از جمله مدارك تایید كننده این نظریه آن است كه لكنت وقتی شروع می شود كه كودك وارد رشد فشرده زبانی می شود. همچنین لكنت وقتی كه بار عملكردهای زبانی سنگین تر است ( مثل جملات طولانی تر، جملات آغازین، كلمات طولانی تر و ناآشنا) بیشتر رخ می دهد. این عوامل محققان را بر آن داشت كه بیان كنند؛لكنت بازتاب نقص در برخی جنبه های زبان بیانی است. در این قسمت صرفا به دو نظریه كه مشكلات پردازش زبانی را در لكنت مطرح می نمایند، می پردازیم.

الف)فرضیه اصلاح پنهان(CRH)[7]: كولك و پستما[8](1997) این فرضیه را برای توضیح لكنت از نقطه نظر تولید زبان بیان نمودند. آن ها معتقد بودند كه لكنت و ناروانی طبیعی در نتیجه پردازش باز بینی داخلی [9] است كه ما به كار می بریم برای اینكه بدانیم آن چه كه تولید می كنیم دقیقا همان چیزی است كه می خواهیم بگوییم. اگر تولید زبان را به یك كارخانه تولید دوچرخه تشبیه كنیم. كارخانه باید كیفیت دوچرخه هایش را كنترل كند. برخی از این مراحل كنترل كیفیت در بیرون كارخانه اتفاق می افتد، برخی كنترل كیفیت ها نیز در داخل كارخانه انجام می شود، مانند وقتی كه كارگران خود كارخانه سوار دوچرخه می شوند و نقایص دوچرخه را می گویند. در گفتار نیز بازخورد شنیداری همین وظیفه كنترل را انجام می دهد. در زمان تولید گفتار وقتی بازبینی داخلی خطایی را شناسایی می كند، تولید از هم گسیخته می شود و قبل از اینكه این فرایند ادامه یابد به اصلاح نیاز دارد. كولك و پستما معتقد هستند كه توقف در تولید و فرایند اصلاح، موجب ناروانی در گویندگان دارای لكنت و طبیعی می شود.

با توجه به نظریه كولك و پستما، ناروانی های معمول و شایع ( تكرار ها، كشیده گویی ها و قفل ها) اغلب در نتیجه تصحیح خطاهای واج شناختی [10] تشخیص داده شده در طرح آوایی قبل از سخن گفتن به وجود می آیند. وقتی یك خطا شناسایی می شود، تنس عضلانی ، تشخیص خطای اتوماتیك و اصلاح شروع می گردد. كولك وپستما بیان می نمایند كه افراد دارای لكنت تمایل دارند خطاهای رمز گردانی [11] واج شناختی را بیشتر داشته باشند؛ چراكه آنها در رمز گردانی كند تر عمل می كنند و نسبت به سرعت محاوره ای معمول، سرعت گفتاری كند به آنها زمان بیشتری برای رمز گردانی واج شناختی می دهد.

ب)مدل تنظیم(همسویی) برنامه زبرزنجیری در جمله(SPA)[12]: این مدل از سوی كارنیول[13](1995) مطرح شد و علت لكنت را دو عامل می داند: 1) تغییرات همزمان در فرمول سازی جمله كه زیر بنایش نقص در پردازش زبانی است. و 2) نقصی در ظرفیت تنظیم فركانس پایه صوت[14] در پاسخ به آن تغییرات. لكنت در هنگام تنظیم برنامه زبرزنجیری روی می دهد. طبق گفته كارنیول مشكل افراد لكنتی در تعدیل فركانس پایه صوت و نقص مهارتهای زبانی به همراه یكدیگر، لكنت را موجب می شود. هر یك از این دو عامل مطرح شده در این مدل برای بروز لكنت لازم است اما كافی نیست. به بیان دیگر، تغییر همزمان در فرمول سازی جمله و مشكل همراه در تعدیل فركانس پایه صوت برای وقوع بار ای لكنت در فرد كافی و لازمند و بنابراین هیچ لكنت گذرایی بدون آنها به وقوع نخواهد پیوست. بر اساس تغییر كارنیول افراد لكنتی اغلب برنامه های گفتاری خود را همزمان تغییر می دهند. این تغییرات همزمان هم شامل برنامه های واژگانی[15] و هم نحوی[16] است و از آن به عنوان تغییرات چارچوب یاد می شود. این تغییرات ممكن است طی گفته یا حتی قبل از شروع گفته به وقوع بپیوندند. طبیعتا این تغییرات ویژگی های زبرزنجیری( تكیه، زیرو بمی، زمانبندی[17] و ریتم) عبارت را مختل می كند. بر اساس این درك از تولید طبیعی گفتار، علت لكنت مزمن ضرورت تنظیم فركانس پایه صوت جهت سازگار شدن با فرآیندهای همزمان و وجود اصلاحات هنگام گفتار خود انگیخته است و لكنت اختلالی در سطح جمله است نه در سطح كلمه. شواهد این امر شامل: اولأ لكنت بیشتر در فعالیت هایی دیده می شود كه نیازمند فرمول سازی جمله است. به عنوان نمونه، وقوع لكنت در گفتار خودانگیخته بیش از بلند خواندن است. دومأ مشاهده وقوع بیشتر لكنت در ابتدای جملات و ارتباط آن با پیچیدگی های نحوی نیز به عنوان شاهدی برای در سطح جمله واقع شدن لكنت است. سومأ برخی مطالعات از سوی كارنیول و همكارانش مدعی است كه افراد لكنتی توانایی زبانی كمتری دارند و برای برنامه ریزی جملاتشان زمان بیشتری لازم دارند و دچار نقصی در پردازش زبانی هستند. در ارتباط با عامل دوم، افراد لكنتی توانایی كمتری در تعدیل زیرو بمی دارند، به همین دلیل افراد همراه با لكنت مزمن مشكلاتی در تعدیل فركانس پایه دارند.

2-2-3) لكنت با علل روانشناسی

در حوزه روانشناسی، نظریه های مهمی مطرح است كه عبارتند از: نظریه “یادگیری[18] ” كه معتقدند لكنت یك رفتار عامل یادگرفته شده است كه تحت تأثیر پیامدهایش قرار می گیرد. نظریه” تشخیص زاد[19] لكنت”(جانسون) مدعی است كه تشخیص والدین (به غلط) موجب ایجاد لكنت می شود كه یك رفتار اجتنابی است(22).



[1] .Orton

[2] .Travis

[3] . Geschwind

[4] . William Webster

[5] . Supplementory motor area

[6] . Corpus callosum

[7]. Covert Repair Hypothesis

[8] .Kolk& \Postma

[9] .Internal Monitoring Process

[10] . Phonological Errors

[11] . Decoding Errors

[12] . Superasegmental sentence plan alignment model(SPA)

[13] . Karniol

[14] . Voice fundamental frequency

[15] . Lexical

[16] . Syntactic

[17] . Stress, intonation, timing

[18] . Learning theory

[19] . Diagnosogenic theory(Johnson)

فرستادن دیدگاه

نوشته‌های تازه

× بستن تبلیغات